فراخوان و مسابقه
جهت اطلاع از فراخوان ها و مسابقات گروه آموزشی مدیران به سایت تکنولوژی و گروه های متوسطه قسمت کروه های آموزشی استان مراجعه فرمایید
etu.isfedu.org
تقدیر و تشکر
گروه آموزشی مدیران دوره متوسطه راهنمایی تحصیلی از مدیران عزیزی که در اولین گردهمایی گروه های آموزشی شرکت نمودند ،تقدیر و تشکر به عمل می آورد .
تبریک
گروه مدیران دوره راهنمایی تحصیلی استان اصفهان آغاز سال تحصیلی جدید را به همه ی همکاران عزیزتبریك عرض می نماید و در سال جدید برای شما عزیزان آرزوی موفقیت دارد
مشکلات مدیران دوره راهنمایی
در کشور ما ایران نهادی که به امر آموزش و پرورش است که نزدیک به یک چهارم جمعیت ایران را تحت پوشش خود قرار داده است و هر چند که ما رشد عظیمی در توسعه و آموزش و پرورش ما وجود دارد که رسیدن به چشم انداز بیست ساله نیازمند نگاهی جدی و عمیق به آموزش و پرورش هستم بنابر این تحول در آموزش و پروش امری اجتناب ناپذیر می باشد و این تحول نه مقطعی و نه یک بار بلکه برای همیشه باید باشد.
در حوزه مدیریت
اهم مشکلات
1. عدم تثبیت مدیران و نداشتن امنیت شغلی
راهکارپیشنهادی
الف-فراهم نمودن امنیت شغلی (ثبیت جایگاه) و حمایت از مدیران وارج نهادن به کارمدیران.
ب-ایجاد احساس تعلق در مدیران.
ج-اصلاح دید مسئولین سطوح عالی و مبانی آموزش و پرورش نسبت به پست و جایگاه مدریت و حفظ نگهداری نیروی متخصص و مجرب.
د-استفاده از افراد مورد اعتماد و توانمند در پست های مدیریتی.
2. نداشتن انگیزه کافی مدیران و عدم حمایت مسئولین از مدیران.
راهکار
الف-تفویض اختیار به مدیران که بتوانند کار زیر مجموعه خودش را انتخاب نماید.
ب-حمایت از مدیران در ارائه ایده های جدید و نوین.
ج-ذخیره نمودن مرخصی های استفاده نشده آنان.
د-در کنار اجرای سیستم صحیح ارزشیابی پرداختهای مناسب؛حق کارانه اضافه کار؛فوق العاده سختی کار و ... به نسبت معلمان برای مدیران بلحاظ جبرانی از زحمات مدیر می تواند انگیزش مدیران را در تحقق اهداف چند برابر نماید.
و-در نظر داشتن سلامت روحی و روانی مدیران.
ی-ایجاد یک رابطه معنادار بین کار و زندگی مدیر.
ر-مشارکت مدیران در تصمیم گیریها استفاده از عوامل ایجاد انگیزه (مادی و معنوی).
ز- افزایش حق مدیریت ها بر مبنای حق التدریس.
حوزه ساختار آموزشی و اهداف آموزشی
مشکل : حاکم بودن شیوه سنتی تدریس در مدارس استفاده ناچیز از شیوه های جدید در مدارس در مقایسه با دنیا.
راهکار پیشنهادی:
الف- استفاده حداکثر پتانسیل هایی که در آموزش و پرورش وجود دارد.
ب- تغییر نگرش به آموزش و پرورش از نگاه مصرفی به سرمایه گذاری.
مشکل:
1.عدم وجود مشاور و مربی بهداشت در مدارس راهنمایی با توجه به سن بلوغ دانش آموزان در این مرحله.
2. کمبود متصدی کامپیوتر؛کتابدار؛متصدی آزمایشگاه در مدارس راهنمایی.
راهکار پیشنهادی:
تخصیص پست های مشاور؛متصدی کامپیوتر و آزمایشگاه؛کتابدار؛ مربی بهداشت در مدارس راهنمایی.
در حوزه منابع مالی
1.غیر واقعی بودن سرانه مدارس که با تحقق رایگان مطابقت ندارد و در این امر باعث شده که مدیران ما به مدیران خدماتی تبدیل شوند.
راهکار پیشنهادی:
1. اختصاص سرانه کافی به مدارس با توجه به شرایط روز و در صورت عدم توانایی تامین سرانه کافی حداقل سوء تبلیغات از طریق رسانه ها صورت نگیرد.
2. با تامین بوجه مورد نیاز مدیران می تواند به امر آموزش بپردازد نه فقط به امر خدماتی و کارپردازی.
مشکل:
نا برابر بودن امکانات رفاهی در همه استانها.
راهکارپیشنهادی:
1. ایجاد امکانات رفاهی در استانها با توجه به مشکلات و نیاز های آن استان.
2. اصلاح قوامین مربوط به صندوق ذخیره فرهنگیان.
مشکل:
سودبری بانکها از وجوه واریزی مدارس در صورتی که از این وجوه مدارس می توانند سود خوبی از بانکها دریافت نمایند.
راهکار پیشنهادی:
الف- سودی به مبالغ واریزی مدارس در حسابها یشان تعلق گیرد.
ب- امکانات رفاهی از طریق بانک برای این مدارس در نظر گرفته شود.
مشکل:
کمبود بودجه آموزش و پرورش با توجه به اینکه کلید توسعه پایدار و مبنای رشد و پیشرفت هر جامعه ای می باشد.
راهکار پیشنهادی:
1. اختصاص بودجه کافی از طریق دولت به آموزش و پرورش.
مشکل:
عدم وجود پست سازمانی متصدی کامپیوتر در مدارس.
راهکار:
اختصاص پست سازمانی متصدی سایت در مدارس.
مشکل:
عدم وجود تجهیزات لازم و کافی در این زمینه.
راهکار پیشنهادی:
تهیه و تجهیز امکانات از طریق کانالهای که مورد تایید آموزش و پرورش است.
بنابر این اگر آموزش و پرورش را به طور جدی و با سرعت با فناوری همسو نکنیم به سرعت دچار آسیب می شویم که این شکاف دیجیتالی است.
منابع انسانی(سازمان دهی)
مشکل:
اصلاح سازمان دهی منابع انسانی بار ویکرد مدرسه محوری.
راهکار پیشنهادی:
1.تثبیت پست های مدارس و تخصیص منابع انسانی به این پست ها.
2. تغییر نگرش سلیقه ای به نگاه جامع و حرفه ای.
3. اصلاح درجه بندی مدارس با توجه به موقعیت جدید.
مشکل:
1.به کارگیری نیروهای ناکار آمد و مواففت با بازنشستگی نیروهای کارآمد.
2. عدم توجه به کیفی شدن انسانی.
راهکار پیشنهادی:
الف- عدم جذب نیروهای کارآمد.
ب- جذب نیروها به آموزش و پرورش از طریق یک سیستم خاص.
ج- عدم اشتغال نیروهای ناکارآمد در پست های کلیدی.
مشکل:
فعالیت های موازی نهادها و ارگان ها با آموزش و پرورش به دلیل اینکه آموزش و پرورش نمی تواند از پتانسیل های خودش استفاده نماید.
در حوزه پرورشی:
مشکل:
عقب بودن کشور عزیزمان ایران از استانداردهای جهانی در امر آموزش مثلا در زمینه کسب مهارتهای زندگی آموزش آموزش و پرورش ما دارای کاستی هایی است و بچه ها متناسب با شرایط اجتماعی شان آموزش نمی بینند و هم سن و سالهای بچه های ما در دیگر کشورها از دوران مدرسه چیزهایی آموخته اند که ما به آنها دسترسی نداشته و نداریم.
راهکار پیشنهادی:
سعی در استاندارد ساز نمودن آموزش و پرورش و ابتدا تبدیل نمودن مدارس به مدرسه زندگی و قبل از اینکه مهارتهای تحصیلی را به آنان آموزش دهیم مهارتهای زندگی را آموزش ببینند که این کار مستلزم برنامه ریزی ؛ آموزش ؛ پیگیری و ... تمام عوامل دست کار آموزشی می باشد باید نگاهی به تاثیر گذاری کتابهای دینی داشته باشیم و اینکه چقدر بچه های مارادینی و مذهبی بار آورده است و یا کتاب زبان چقدر آنها از آموزشی بیرون از مدرسه بی نیاز کرده است.
در کشور ما ایران نهادی که امر آموزش و پرورش است که نزدیک به یک چهارم جمعیت ایران را تحت پوشش خود قرار داده است و هر چند که ما رشد عظیمی در توسعه و آموزش و پرورش ما وجود دارد که رسیدن به چشم انداز بیست ساله نیازمند نگاهی جدی و عمیق به آموزش و پرورش امری اجتناب ناپذیر می باشد .
تلاش و کوشش برای تربیت نسل فردا از زبان یك مدیر موفق
مدیر موفق کسی است که مسئولیت را به عهده میگیرد و میگوید من شکست خوردم اما نمیگوید کارکنان من شکست خوردند.
مدیر باید :
آن قدر بزرگ باشد که اشتباهاتش را بپذیرد.
آن قدر باهوش باشد که از آن بیاموزد.
آن قدر قوی باشد که آن را اصلاح نماید.
آنتوان هگزوپری
مدیریت فقط پیشرفت کارها در حضور شما نیست، بلکه پیشرفت کارها در عدم حضورتان است.
گنت بلانچارد
مدیر موفق یعنی: خلاق، ژرف نگر، الهام بخش، مسئولیت پذیر، شوخ طبع، همیشه حامی، چاره جویی به هنگام و پیگیری مستمر.
ویژگیهای یك مدیر موفق
1 - توانایی درك اهمیت رویدادها بدون اینكه تحت تاثیر آرا و عقاید اطرافیان خود قرار بگیرد و یا گرفتار پیشداوریهای شخصی شود;
2 - توانایی تصمیمسازی و عمل بیآنكه به دلیل مخاطرات جانبی از مسیر و هدف اصلی منحرف شود;
3 - مسئولیتپذیری یا آمادگی برای رویارویی و مبارزه با مشكلات. این امر با تصمیمگیری و قاطعیت ارتباط بسیار نزدیك دارد، زیرا كسی كه مسئولیت میپذیرد باید از توان لازم برای تصمیمگیری برخوردار باشد تا بتواند تصمیمی بگیرد كه برای منافع سازمان باشد. افزون بر اینكه مدیر باید در برابر پیامدهای تصمیمهای خود مسئولیت بپذیرد;
4 - قدرت سازماندهی. چنانچه مدیر از ابزار كارآمد در جای مناسب خود استفاده كند. بسیاری از مشكلات سازمانی، خود به خود حل خواهدشد;
5 - انسانشناسی یا توان شناخت افرادی كه با او كار میكنند. در پرتو این شناخت است كه رفتار مدیر در برابر كاركنان شكل میگیرد;
6 - انگیزه با اشتیاق و تمایل به انجام كار یا كارهایی كه به او سپرده شده است. چنین مدیری میتواند انگیزه لازم را در كاركنان خود ایجاد كند;
7 - قدرت كاركردن به مدتهای طولانی بدون احساس خستگی. درحقیقت باتوجه به آنچه درمورد انگیزه عنوان میشود بیشتر كاركنان به رفتار مدیر، رفتار خودشان را تغییر میدهند و از مدیر در نحوه كاركردن الگوبرداری میكنند;
8 - اعتماد بهنفس، یعنی قبول اینكه صاحب قدرت است و میتواند با تكیه بر آن مشكلات خود و سازمانش را حل كند بهعبارتی دیگر خودرا بهدرستی میشناسد به تواناییهای خود آگاهی دارد و به همین دلیل میداند و میتواند در برخورد با شرایط متعدد بهدرستی تصمیم بگیرد و در برابر این تصمیم هراسی نداشته باشد;
9 - بلوغ عاطفی یا توان كنترل عواطف و احساسات خود در هر زمانی كه ضرورت داشته باشد. مدیری را دارای بلوغ عاطفی میدانیم كه دقیقاً پس از تجزیهوتحلیل شرایط، احساسات خود را آشكار سازد;
10 - داشتن سعهصدر لازم برای برخورداری از دیدگاه همكاران، بویژه زیردستان. درواقع یكی از صفات پسندیده مدیر آن است كه با افراد صاحبنظر درباره مسایلی كه ضرورت دارد مشورت كند و باتوجه به دیدگاههای معقول آنان تصمیم بگیرد;
11 - قوت تصمیمگیری و قاطعیت حساب شده در كار. قاطعیت به معنای این است كه هرگاه برای مدیر روشن شد انجام یك كار به نفع سازمان است در انجام دادن آن تردیدی به خود راه ندهد;
12 - قضاوت عادلانه درباره زیردستان. مدیر باید پیش قضاوت درباره هریك از كاركنان با شرایط موجود را درنظر بگیرد;
13 - پیشگامی یا برخورداری از قدرت مدیریت. شخصیتی باشد كه در انجام امور پیشقدم شود و با طرح و ارائه ارزشهای جدید، رهبری زیردستان را برای انجام كار برعهده بگیرد;
14 - قدرت هماهنگسازی و توان ایجاد موازنه و همسویی میان فعالیتهای اعضای مختلف سازمان را داشته باشد. بر این اساس نخست باید اطمینان یابد كه زیردستان به سازمان و كار خویش وفادارند تا بتواند در هماهنگ كردن آنان موفق باشد;
15 - برخورداری از ویژگی خلاقیت و كارآفرینی. در ابتدای هر كار و فعالیتی، نوآوری لازمه فعالیت است.
و نهایتاً اینكه چون مدیران وقت و انرژی خود را صرف انجام كارهایی میكنند كه كاركنان آنان نیز میتوانند آن وظایف را انجام دهند. درنتیجه این كار، هزینه انجام كار افزایش و به تبع آن بهرهوری كاهش مییابد لذا تنها راهحل اینگونه مشكلات تفویض اختیار است.
رفتار یك مدیر موفق
تاكنون برای مدیران وظایف گوناگونی شناخته شده است و هر یك از صاحبنظران رشتههای مدیریت و علوم رفتاری نیز نسبت به دسته ای از این وظایف توجه بیشتری نشان دادهاند. در علوم مدیریت نسبت به وظایف خاص مدیران در زمینه برنامه ریزی و سازماندهی تأكید میشود و در مباحث روان شناسی مدیریت ابعاد انسانی مورد توجه قرار می گیرد. سازمانی را در نظر بگیرید كه هر چند مدیر آن به همه وظایف خود عمل كرده، اما كاركنان سازمان افسرده، ناراضی و كم تحرك هستند . در این صورت آیا می توان گفت مدیر بخش به وظایف اساسی خود عمل كرده است و این حالت های كاركنان مشكل دیگری است كه باید در جای دیگری حل شود؟
از مشخصات یك سازمان سالم آن است كه سلامتی جسمی و روانی به همان اندازه مورد توجه مدیر قرار گیرد كه تولید و بهرهوری مورد تأكید است. در یك جامعه سالم مسئولیت سازمان ها منحصر به ارائه خدمات سودآوری از سوی كاركنان آن سازمان نیست و مدیریت اثربخش نیز بدون توجه و اعتقاد به سلامت روانی كاركنان حاصل نمی شود. جامعه ای را در نظر بگیرید كه هر چند سازمان های آن با اتخاذ شیوههای گوناگون و با فراموش كردن ابعاد انسانی محیط كار به سطح تولید مورد نظر رسیدهاند، اما كاركنان این سازمان ها عصبی ، مغموم ، ناراضی ، پرخاشگر ، بدبین و در انتظار فرصتی هستند تا پریشانی های روانی خود را با كم كاری ، ترور شخصیت یكدیگر ، ایجاد سوانح و حوادث به شیوهای مخرب نشان دهند.
تعریف مدیریت
تقریباً به تعداد نویسندگان كتب مدیریت، تعریف مدیریت وجود دارد. مدیریت یعنی كار كردن با افراد و به وسیله افراد و گروه ها برای تحقق هدف های سازمانی. لازمه موفقیت آن است كه همه مدیران به مهارت های اجتماعی و انسانی مجهز باشند. به عبارت دیگر مدیریت عبارت است از دستیابی به هدف های سازمانی از طریق هدایت و رهبری ، بنابراین هر كسی حداقل در مراحل مشخصی از زندگی خود یك مدیر است.
مهارت های مدیر
برخی حوزه های مهارتی که در فراگرد مدیریت ضرورت دارد
مهارت فنی ـ توانایی به كار بردن دانش ـ روش ها ـ فنون و ابزار كه لازمه انجام وظایف خاص است و از طریق تجربه ـ تحصیل و كاروزی كسب میشود،
مهارت انسانی ـ توانائی و قدرت تشخیص در كار كردن با مردم و انجام دادن كار به وسیله آنها كه شامل درك و فهم و انگیزش و به كار بردن مدیرت مؤثر است.
مهارت ادراكی ـ توانایی فهمیدن پیچیدگی های سازمان و آگاهی از این كه آیا خود شخص در خور شرایط سازمان عمل می كند یا نه. این آگاهی موجب می شود كه مدیر به جای این كه فقط بر مبنای هدف ها و نیازهای گروه نزدیك و بلافاصله خود عمل كند و اقدامات خودر ا بر هدف های سازمان استوار سازد.

امروزه تأكید بر مهارت های انسانی از اولویتهای ویژهای برخوردار است. گفته شده است كه در مدیریت ، توانایی رفتار كردن با مردم بیشتر از هر نوع توانایی دیگر اهمیت دارد. به موجب گزارش انجمن آمریكایی مدیریت ، اكثر قریب به اتفاق 200 نفر از مدیرانی كه در یك بررسی پرسشی شركت كردند، بر این رأی توافق داشتند كه مهمترین مهارت یك مدیر ، توانایی در سازگاری و رفتار با مردم است.
در این بررسی ، مدیران این توانایی را حیاتی تر از هوش، قاطعیت، دانش و معلومات، یا مهارت های شغلی درجه بندی كردند.
پس اگر این اعتقاد را داشته باشیم كه نقش هر مدیر لایق، دورنگر و كاردان، تأمین بهداشت روانی كاركنان در سازمان می باشد، سخنی دور از انتظار نگفتهایم . درست مثل آن است كه مدیران سازمان ها به این وظیفه با احساس مسئولیت و تعمق بیشتری توجه كنند و علاقه خود را نسبت به فراگیری مفاهیم اولیه آن و كاربرد اصول و مفاهیم بهداشت روانی در محیط كار نشان دهند. بهداشت روانی در محیط كار یعنی مقاومت در مقابل پیدایش پریشانی های روانی و اختلال های رفتاری در كاركنان سازمان و سالم سازی محیط و فضای روانی كار به نحوی كه هدف های چند گانه زیر تأمین شود:
1 - هیچ یك از كاركنان سازمان به دلیل عوامل موجود، گرفتار اختلال روانی نشوند.
2 - هر یك از كاركنان از اینكه در سازمان به فعالیت خود اشتغال دارند احساس رضایت كنند و علاقهمند به ادامه كار در سازمان باشند.
3 - هر یك از كاركنان سازمان نسبت به خود، رؤسا، مرئوسان و همگنان خود و به طور كلی نسبت به جهان اطراف خود و خاصه نسبت به جایگاه خود در سازمان احساس مثبتی داشته باشند.
4 - همه كاركنان سازمان قادر به ایجاد روابط مطلوب با مدیر و محیط كار و عوامل موجود در آن باشند و بالاخره:
5 - علیرغم مشكلاتی كه در داخل خانواده و در سازمان محل كار خود دارند، احساس خوشبختی كنند و از این كه عضوی از آن سازمان هستند راضی و خشنود باشند.
برای این كه مدیران بتوانند به نقش خود به عنوان تأمین كننده بهداشت روانی در محیط كار جامه عمل بپوشانند، باید با مفاهیم اساسی و اولیه بهداشت روانی و اصول آن آشنا باشند.

دلیل این كه از مدیران خواسته می شود تا با مفاهیم اساسی و اولیه بهداشت روانی آشنا باشند این است كه در آنان مهارت های شناختی، هیجانی و كرداری خاص و لازم به وجود آید و در نتیجه با كاركنان تحت نظارت خود مانند دیگر اعضای خانواده خویش رفتار كنند و موجباتی را فراهم سازند تا هدف های ذیل تحقق پیدا كند.
1 - ایجاد آن چنان فرهنگ یا فضای روانی در سازمان كه كاركنان گرفتار پریشانی روانی ناشی از محیط كار و عوامل درون
سازمانی نشوند.
2 - پیشگیری از پیدایش دشواری های ناشی از اختلال های رفتاری و پریشانی های روانی بعضی از كاركنان سازمان و به كارگیری توصیههای متخصصان تشخیص و درمان بیماری های روانی در محیط كار.
بنابراین مدیر بایستی توانایی مراتب ذیل را داشته باشد
الف: ایجاد شرایطی كه كاركنان با اعتقاد قلبی و با صمیمیت برای خود و همكاران خویش احترام قایل باشند و این گونه احساس احترام نسبت به خویشتن و دیگران را در رفتار و اعمال خود نیز آشكار سازند.
ایجاد این شرایط مستلزم شناخت موارد ذیل است:
1 - از به كارگیری روش های مبتنی بر زور و اجبار در محیط كار اجتناب میكند و به خاطر دارد كه اگر كاركنان تحت نظارت او به دلیل ترس و برای اجتناب از تنبیه كار كنند، گرفتار پریشانی های روانی محیط كار خود خواهند شد.
2 - ابتدا میكوشد تا استعدادهای بالقوه كاركنان تحت نظارت خود را بشناسد و سپس همه امكانات لازم برای رشد و شكوفایی این استعدادها را در حد توان فراهم آورد.
3 - با علاقه و صرف وقت میكوشد تا دلیل یا دلایل كم كاری ، غیبت از كار، بی حوصلگی و بی علاقگی به كار و ایجاد سوانح و حوادث كار را به دلیل كم توجهی كاركنان تحت نظارت خود را بشناسد و از قضاوت های كوركورانه بپرهیزد.
4 - به این نكته مهم معتقد است كه لازمه كار مؤثر، برخورداری كاركنان از روحیه بالا و علاقه آنان به كار است.
5 - از همه روش های انسانی برای جلوگیری از ایجاد احساس حقارت و ناامنی در كاركنان تحت نظارت خود استفاده میكند
چگونه یک مدیر دوست داشتنی باشیم؟
از آنجا که باورها و ارزشها ریشه در برداشت ما از خود، اجتماع و دنیایی دارد که در آن زندگی میکنیم همواره این باورها به صورت فیلترهای ادراکی عمل میکنند که فقط پذیرای پدیدههاییاند که به مذاق ما خوش میآیند و با ارزشهای ما همسازی دارند. از همینرو گاه باورهای منفی نه تنها دنیای ما را محدود میسازد و امکان انتخاب درست را از ما سلب میکند بلکه ما را از پرداختن به اندیشههای نو، خلاق و مفید باز میدارند و این احتمال وجود دارد که شخص تا حد افراد بیصلاحیت نزول کند. باورها و ارزشها اکتسابیاند و در بستر فراز و نشیبهای زندگی شکل گرفته، تغییر یافته و تکامل مییابند و در نهایت زیربنای الگوی رفتاری فردی و اجتماعی را شکل میدهند.
از این رو انسانها برای شناخت یکدیگر باید از ارزشها و باورهای هم مطلع شوند تا زمینه تفاهم برای انجام کار مشترک فراهم آید.
در این راستا برای نیل به این هدف به نکاتی چند میپردازیم که نه تنها توفیق بیشتر در عرصه فعالیتها را نصیب مدیران میکند بلکه آنها را در حیطه فعالیت خود دوست داشتنی و قابل اعتماد مینماید:
▪ انگیزه دادن به کارکنان: شیوههایی را به کارکنان خود پیشنهاد نمائید که در پروسه انجام کار آموزش بینند و مهارتهای لازم را کسب کنند. علائق و اهداف شغلی آنها را بشناسید و فرصتهای لازم را برای نیل به این هدف فراهم کنید. تمایلات و عوامل جذب کننده کارکنان خود را شناخته و مورد بررسی قرار دهید. بجای پرداختن به این موضوع که چه عواملی ایجاد انگیزه در کارکنان شما میکند، مستقیماً آنها را مخاطب قرار داده و سئوال کنید "انتظارات آنها از کاری که انجام میدهند چیست؟" "پیشنهادات آنها برای تکامل کارشان کدامند؟" سپس برداشت و تصورات خود را در این مورد بررسی و تجزیه و تحلیل نمائید. به آینده کارمندان خود علاقه نشان دهید و روشهایی را در پروسه کار اعمال کنید که تحرک بیشتر در وضعیت و موقعیت آنها به وجود آورد. روشهایی که شرایط مناسب برای آموزش و کسب مهارت در زمینههای جدید را برای آنها فراهم کند. کارکنان خود را از موضوعاتی که با آن مواجهاند مطلع نمائید و شرایطی ایجاد کنید که به اطلاعات مفید برای ارتقاء کیفیت کار خود دسترسی داشته باشند .
▪ حمایت از اعمال و پیشنهادات درست کارکنان: به پیشنهادات سازنده و انتقادات صحیح کارکنان خود در حیطه فعالیت مشترک اهمیت دهید و با ایجاد تغییرات مناسب در شرایط کاری اعتمادشان را جلب نمائید
در روابط کاری از به کاربردن کلمات با بار "مطلق" جداً پرهیز نمائید و با شناخت و احترام به باورها و ارزشهای مورد قبول کارکنان خود زمینه شکوفایی خلاقیتهای آنها را در حیطه کار فراهم آورید. به جای واژه "من" از واژه "ما" در روابط خود با دیگران بهره بگیرید. اجازه ندهید شیوه برخورد توأم با منییت در کار اثر گذاشته و مانع انجام آن گردد. همواره به عنوان عضوی برابر و همسان در کارها شرکت کنید و در عمل نشان دهید که برای نیل به اهداف مشترک همواره در کنار کارکنان خود حضور فکری و فیزیکی دارید. با خونسردی و ملایمت مدیریت نمائید. در مورد عقاید و باورهای کارکنان خود، فردی قضاوت نکنید. برای نمونه چنانچه یکی از کارکنان اشتباه میکند یا پیشنهادات نادرستی را ارائه میدهد به جای انتقاد فردی نظر دیگر کارکنان را درحضور آن کارمند جویا شوید.
به عقاید آندسته از کارکنان خود که انرژی مثبت دارند و با منفیگرایی برخورد میکنند اهمیت دهید و سایرین را هم تشویق به این عمل ارزشمند کنید. به منظور ایجاد ارتباط صمیمانه با کارکنان خود در موقع توضیح اهداف و استراتژی سازمان به جای واژه "شما" از واژه "ما" استفاده نمائید. بیان کلماتی مانند "شرکت ما" ، "سرنوشت کاری ما" ، "موفقیت ما" و "مشتریان ما" در کارکنان شما اعتماد و انگیزه تعلق به سرنوشت سازمان را شکل میدهد، به گونهای که آنها نیز خود را در موفقیت و ناملایمات سازمان سهیم میدانند و آنچه را که در توان دارند در جهت رشد و ارتقاء سازمان به کار خواهند گرفت. همواره شنونده خوبی باشید، مدیران موفق و لایق هرگز با توسل به شعار و سخنرانیهای جذاب اهداف سازمان خود را برای دیگران توضیح نمیدهند. آنها با گوش دادن به حرف و پیشنهادات سایرین موضوعات را تجزیه و تحلیل و جمعبندی مینمایند و این فرصت را فراهم میکنند تا کارکنان در اتخاذ تصمیمات خود را سهیم بدانند.
گشادهرویی و خونسردی نیز از خصایص برجسته و نیک مدیران کاردان است، در برخورد با مشکلات و کارکنان با رویی گشاده مسائل را حل و فصل نمائید. به نیازهای مادی و فکری کارکنان خود بیندیشید، و در صورت امکان تأمین نیازهای آنها را مقدم بر نیازهای شخصی خود قرار دهید .
تبسم
با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا جلوگیری کنید.به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید:
1. لبخند جذابتان می کند..
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم..
2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد..
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند..
3. لبخند مسری است..
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید..
4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید..
5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند..
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد..
وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد..
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید..
به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند..
10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید..
لبخند بزنید.. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
پس....همیشه لبخند بزنید.
11 نکته در مدیریت زمان
چکیده:
آیا نیاز دارید که زمان خودتان را بیشتر برنامه ریزی کنید ؟
آیا می خواهید بیشتر و بهتر و و کاراتر از قبل عمل کنید؟
آیا وقت زیادی را برای انجام کار کم هدرمی دهید؟
آیا وقت زیادی برای کاری می گذارید اما آن را نمی توانید تمام کنید ؟
اینها و صدها سوالات مشابه دیگری وجود دارند که شاید در ذهن شما باشد .
ما در این مقاله برآنیم تا 11 مورد ازمهمترین نکات مهم را که در مدیریت زمان مطرح است را برایتان بیان کنیم.
نکات زیادی در این مورد گفته شده است .اما ویژگی خاصی که این مقاله نسبت به دیگر مقاله ها دارد زود بازده بودن آن است و اینکه در مدت زمان اندک نتیجه فوق العاده بگیرید.
مقدمه:
نکات کاربردی مدیریت زمان عبارتند از:
1)بدانید که مدیریت زمان یک دانش خودی است .
توجه کنید که تمرکز بر روی مدیریت زمان باعث می شود که اخلاق و رفتار شما عوض شود نه اینکه زمان را عوض می کند . اولین قدم در مدیریت زمان ، زمانی حاصل می شود که اوقاتی که هدر می دهید را از برنامه خود حذف کنید . اگر بتوانید زمانی را که هدر می دهید حذف کنید بدانید که اولین قدم در مدیریت زمان را برداشته اید .
4) یک طرح مدیریت زمان را الگو قرار دهید .
تهیه طرح باعث می شود که در طول اجرای برنامه خود دچار استرس و نگرانی نشوید.
5) از ابزارهای جانبی مدیریت زمان استفاده کنید .
این نرم افزار باعث می شود که شما بتوانید به راحتی تمام برنامه های خود را به طور روزانه ، هفتگی ، و یا ماهانه ، در آن وارد کنید و خیلی راحت بتوانید به برنامه هایتان برسید .
یکی از کارهایی که زمان بر است پاسخ دادن به نامه هایی با موضوع یکسان است این نرم افزارقادر است به طور اتوماتیک پاسخگویی به این نوع نامه ها را انجام دهد . وبه عنوان دستیار حرفه ای برای شما کار کند.
همواره یاد بگیرید که کارهایتان را به دیگران تفویض اختیار کنید . هیچ وقت پیشتازی و تکروی نکنید . کارهایی را که دیگران قادر به انجام صحیح آن هستند به عهده آنها بگذارید و خودتان کارهای کلیدی را انجام دهید .
هیچ وقت فکر نکنید شما باید تمام کارها را انجام دهید.
8) کارهای تکراری را به دیگران واگذار کنید .
این بند در واقع ادامه بند هفت است هر چقدر کارها تکراری باشد، اینکه بتوان خیلی راحت به دیگران واگذار شود بیشتر است .
9) محدوده زمانی تعیین کنید .
بعضی از کارها هستند که بسیار وقت گیرو تکراری هستند. مثل پاسخ دادن به نامه ها و...
به همین دلیل روزانه حداکثریک ساعت برای پاسخ دادن به نامه ها و کارهای تکراری صرف کنید نه بیشتر.
همچنین با برنامه ریزی یک سیستم مدیریت فایل، شما می توانید فقط به اطلاعاتی که نیازبه دسترسی دارید ،دسترسی داشته باشید و خود را در میان انبوهی از نامه ها و اطلاعات در گیر نکنید .
هم خودتان سر وقت حاضر شوید و هم از دیگران انتظار داشته باشید که سر وقت در قرار ملاقات حاضر شوند.مطمئن باشید که شما وقت اضافی برای هدر دادن در انتظارات بیهوده را ندارید .
مهم این نیست که در کدام قرار ملاقات هستید، مهم این است که سر وقت حاضر شوید .
مدیریت زمان کاری شدنی است، اما مستلزم تلاش و ممارست و تمرین مستمر است،که با کوشش و پیروی از اصول فوق الذکر بتوانید آنها را در زندگی روزمره خود به کارگیرید،واز وقت خود حداکثر استفاده را ببرید.
1. How to manage our time by Red cliff, Feb2006.
2. Manage yourself by managing Time, David&Morton, 2005.
3. Excel team2007.
4. Small Business Canada2007
5. About.com about guide to management.
6. Personal Time Management. , 2006, Gerard M. Blair
محمدرضا نوروزی
20 توصیه برای مدیران
1) همیشه به خاطر داشته باشید تواضع و متانت بر شكوه شما میافزاید .
2) اگر قاطعیت مدیر با مهربانی توأم باشد ، تأثیر شگفت انگیزی بر اطرافیان خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظیفه با حس مسئولیت پذیری میدهد .
3) سامانهای را جهت اخذ پیشنهاد اختصاص دهید و به كارمندان اطمینان دهید كه در كمال رازداری به پیشنهادهای مطرح شده رسیدگی میكنید .
4) مطئمن شوید كه حق و حقوق دیگران توسط مسئولین و سرپرستان سازمان رعایت میشود .
5) چند ساعت از یك روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفتوگوی رودررو با كارمندان اختصاص دهید .
6) در سمینارهای مرتبط با فعالیت خود شركت كنید .
7) در كمكرسانیهای مراسم خیریه پیشقدم باشید .
8) با درایت و زیركی همیشه در كمین شكار فرصتهای طلایی باشید .
9) صبر و حوصله را از مهمترین اركان موفقیت تلقی كنید.
10) مسئولیت پذیر باشید .
11) به منظور اطلاع حاصل كردن از مطالب جدید علمی ، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.
12) چند تكه كلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب كنید .
13) تفكر و تعمق قبل از پاسخگویی راحتتر از پیدا كردن چارهای برای تغییر آنچه عنوان شده میباشد.
14) وقتی میخواهید كاری را به كسی محول كنید ، روشی را برای عنوان كردنش انتخاب كنید تا حس مسئولیت افراد برانگیخته شود .
15) علت شكستهای سازمانی را تجزیه و تحلیل كنید تا ضمن تشخیص مسیر نادرست، از تكرار آن جلوگیری كنید .
16) با بی اهمیت جلوه دادن كارهای كارمندان ، زحمات آنان را بیارزش نكنید .
17) با انجام ورزشهای فكری ، قابلیتهای ذهنی خود را تقویت كنید .
18) به هر كس فراخور فعالیت و بازده كاریاش پاداش دهید و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی ، حركت افراد شایسته گروه را كند نكنید .
19) با به كارگیری مشاورین كارآزموده و متعهد ، موقعیت بازار كار را تحلیل كنید و استراتژی به كار بگیرید كه همیشه یك گام از رقبا جلوتر باشید .
20) اجازه ندهید بار مسئولیت كارمندان بیكفایت و كند بر دوش كارمندان خبره و ساعی تحمیل شود زیرا افراد با درك این بیعدالتی انگیزه خود را از دست میدهند .
تبلیغات


